نمیدانم چه بگویم....فقط بدان از روزی که رفتی دلم و روحم را بردی.حالا شده ام یه مرده ی متحرک.....دیگه اون ادم شاد و سر زنده نیستم..............چرا اینطور نگاه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟ادم بدون دل و روح بهتر از این نمیشود.حال این وبلاگ را برای توست.......
بی بهانه ام نکن.................................
بعداز تو چقدر غریب شده ام در میان این همه اشنا
این خاطرات شب چشمانت است که قلم در دس گرفته و به حرمت شبهای تلخ من بعد از رفتن تو حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی میکند جز تو...................
برچسب: تنهایی من,
نویسنده: faezeh